1
اجزاء نجس داخل است و قبل از خروج، مستهلك نشده است آنچه كه ممكن است استهلاك آن .
و اظهر كفايت احتمال زوال نجاست سابقه و تغيير سابق و استهلاك در باطن است ، و علم به زوال اگر چه عالم به حدوث بوده لازم نيست .
6. اگر ذمّى خمر را فروخت به مثل خودش و قبض ثمن نكرده مسلمان شد ، مىتواند قبض نمايد آن را بعد از اسلام .
و مسلمان مىتواند دَينى را كه بر ذمى دارد ، از ثمن خمرى را كه ذمى بيع كرد و پرداخت به مسلمان ، قبض نمايد به عنوان وفاى دين .
7. اگر خمر منقلب شد به سركه از خودش ، حلال و طاهر است ؛ و اما به اقسام علاج، پس حليت و طهارت آنها تفصيلش در كتاب طهارت مذكور است .
و اظهر عدم فرق است بين بقاى آنچه با آن علاج شده و زوال آن قبل از انقلاب ، چنانچه مشهور است .
و استهلاك خمر در خلّ يا آب ، موجب طهارت و حليت آن نيست .
8 . ظروف خمر اگر به نحوى باشد [ كه ] خمر در باطن آن نفوذ نكرده يا معلوم نيست نفوذ كرده باشد ، استعمال آن بعد از تطهير ظاهر مانعى ندارد ؛ و اگر معلوم باشد نفوذ ـ مثل آنكه از چوب باشد و مدتى در آن خمر مانده باشد ـ پس تطهير ظاهر و استعمال آن مانعى ندارد مادام [ كه ] علم به نفوذ نجس ( به اتّصال متنجس ) از باطن به ظاهر حاصل نشود به نحوى كه موجب سرايت رطوبت متنجسه است به ظاهرى كه ملاقاتش به مجرد اتّصال است ، و مجرد اتّصال پاك با نجس با رطوبت، منجّس نيست .