1
ضرر اشدّ و اعظم در مثل معالجه ، با توصيف حاذق و مباشرت ماهر به طورى كه عمل عقلايى باشد ، و ظنّ به سلامت از اهمّ باشد ، و خوف از اهمّ بيش از خوف مهمّ باشد يا مساوى باشد و رعايت اهمّ بشود . و از اين قبيل است قطع بعضى از اعضا كه مبتلى به عارضهاى است ، براى دفع خوف سرايت و اهلاك به آن ؛ و تعقّب تلف اتّفاقا، كشف از عدم جواز اقدام نمىكند اگر با شرط متقدّم بوده است .
1. شرب خمر حرام است . و هر مسكرى از هر چه مأخوذ باشد و به هر اسمى ناميده شود حرام است، مانند بتع ( از عسل ) و فضيخ و نبيذ ( خرما ) و نقيع ( كشمش ) و مزر ( شعير ) و عصير ( انگور ) و فقاع در صورتى كه احتمال نرود كه از قسم غير محرّم باشد و آن قسم آنست كه مسكر نيست حتى كثير آن .
و ماءالشعير كه مستعمَل اطبا است، حرام نيست مگر آنكه بدانيم مسكر است كثير آن .
و غير معلوم الخمريه و غير معلوم الاسكار، حرام نيست .
و عصير عنبى اگر جوشانيده شود با آتش ، حرام است قبل از ذهاب ثلثين ؛ و تعميم آن به غليان به غير آتش يا انحصار حلّيت در اين تقدير به انقلاب ، گذشت در كتاب طهارت ؛ و هم چنين عموم حكم به عصير زبيبى و تمرى و عدم آن .
و آنچه ممزوج به يكى از محرّمات مذكوره بشود، حرام است ، مگر آنكه مستهلك در حلال باشد و محكوم به نجاست نباشد كه همه محكوم به حرام مىشود در غير صورت استثنا شده .
2. خون حيوانى كه نفس سائله دارد و خونش از رگها جريان پيدا مىكند نجس و