1
است با آنچه نفس سائله دارد از اينها و تذكيه حيوان زمينى در آن محقّق شده باشد ، و آنچه نفس سائله ندارد محتمل است محكوم به حكم حشرات زمين كه نفس سائله ندارند باشد ( حتى آنچه ماهى است و حرام است اكل آن مثل جرّى و مارماهى ) و تعيين آن در محلش مذكور است .
اگر در جوف ماهى ، ماهى ديگرى غير زنده پيدا شد و محتمل بود حيات آن تا زمان اخراج ماهى حامل ، اظهر حليت هر دو است ، و احوط عدم است .
و اگر در جوف مار ، سمكه بود و قذف نمود آن را در حال اضطراب : پس اگر اخذ كرد شخصى آن را در حال اضطراب ، مذكّى است ؛ و گرنه احوط معامله غير مذكّى است با آن ، اگر چه پوستش كنده نشده است و خوف ضرر در آن نباشد و اضطراب بدون اخذ، مشهود باشد .
آنچه از ماهى در آب بميرد بدون سبب معلوم ، يا به سبب خارجى ، يا آنكه مرده، آب آن را در خارج بيندازد ، يا آنكه آب از محل آن منتقل شود ، مذكّى نيست .
و هم چنين آنچه در شبكه صياد در داخل آب، مرده باشد، مذكّى نيست ؛ و در صورت اختلاط ميّتِ قبل از اخراج شبكه از آب و حىّ تا آن زمان با همديگر ، در شبهه محصوره لازم است اجتناب از همه ، چنانچه گذشت .
ماهى اگر متغذّى به عذره انسان باشد حرام مىشود خوردن آن ، مگر بعد از استبراء ، به اينكه يك شبانه روز در آب پاك و خورانيدن علف مناسب طاهر زنده