1
8 . اگر گرفت پرندهاى [ را ] كه اثر مملوكيتِ غير ندارد ( مثل بريدن پرها ) مالك مىشود آن را ، مگر آنكه بداند يا اطمينان نمايد به مالكيّت غير ، كه رد مىنمايد به او .
و اگر بداند مملوكِ غير است لكن او را نشناخت، حلال است ظاهرا براى گيرنده و احوط وجوبا معامله لقطه است با آن .
و اظهر جريان تذكيه صيديه است به طائرى كه مالك پرهاى خود باشد و امتناع داشته باشد ، اگر چه در واقع، مملوك شخصى شده باشد و از قفس مثلاً پريده باشد .
و اظهر عدم فرق است بين طائر و غير آن ، و بين بريدن پر و داغ كردن حيوان ، با حفظ خصوصيّات مذكوره در طائر .
و تخم مرغ طائر ، تابع اُنثى است در مملوكيّت آخذ و صائد طير و عدم آن .
اگر حَمامى مثلاً در منزل شخصى آمد و ندانست كه ملك كسى بر او ثابت شده است ، و علامت مملوكيّت ندارد ، محكوم به ملكيت او به وضع يد بر آن است .
و اگر بداند بعضى مملوك غير است از جمله[ اى ] : در صورت محصوريت ، از همه اجتناب مىنمايد تا به اداء يا صلح منتهى شود ؛ و اگر غير محصور باشد مىتواند تصرّف نمايد . و از اين قبيل است اگر آب خود را در نهرى ريخت كه واجب نيست بر كسى ( كه بداند ) ترك تصرّف در آن نهر، اگر چه ملك شخص در آن باقى باشد و اظهر با قلّت مملوك، تحقّق تلف عرفى است .
9. در طهارت و حليت اجزاء مبانه از ماهى بعد از اخراج از آب و قبل از زهاق روح ،