1
بعد از ذبح ، كشف مىشود استناد موت به سبب اصطياد و حرام نمىشود . و به همين ترتيب، مذبوح از قفا اگر اوداج اربعه بريده نشد ( اگر چه بعضى از آنها قطع شده بوده و هنوز حركت داشته ) و ذبح شد پس حركت كرد، پاك است ، و اگر نكرد، پاك نمىشود . و هم چنين اگر با وسعت زمان ترك ذبح كرد، با آنكه حركت بعد از اين اسباب بوده، محكوم به تذكيه نمىشود .
و اگر قبل از ذبح حركت داشت و بعد از آن حركت نكرد و خون معتدل خارج نشد ، چون محتمل است قبل از تمام ذبح، زهاق روح او شده بوده به سبب سابق غير محلِّل ، حكم به تذكيه نمىشود ؛ به خلاف آنكه سبب سابق محلِل بوده مثل اصطياد و رمى . و ظاهرا ظن به استناد خروج روح به ذبح حاصل نمىشود مگر با حركت بعد از ذبح اگرچه آنى باشد ، نه حركت مقارنه با تحقّق ذبح و جزء اخير آن .
3. اگر نذر اُضحيه معيّنه كرد يا آنكه بعد از نذر، تعيين انشائى نمود ، در زوال ملكيت به سبب نذر تأمّل است اگر اجماعى نباشد ، و احوط عدم معامله ملكيت و عدم صحّت نقل ملكى آن است ، كه فى الجمله عدم صحت، احتياط است ، و جائز نيست تكليفا تصرفات غير امانتى در آن ؛ و انشاى تعيين بعد از نذر مطلق ، آن را معيّن مىنمايد ، و بدون نذر مشكل است تأثير آن در تعيين اُضيحه .
و اگر تلف شد با تفريط، احوط ضمان است ، و هم چنين در صورت اتلاف ؛ و تلف بدون تفريط موجب ضمان نيست .
و اگر گم شد و پيدا شد در روزهاى اضحيه ، تضحيه مىنمايد ؛ و بعد از آنها قضا مىنمايد بنا بر احوط .