1
و ذبح غير قاصد ـ مثل نائم و ساهى ـ و يا قاصد به قصد غير معتبر مثل صبىّ غير مميّز و مجنون حتى ادوارى در غير حال افاقه معلومه و سكران و مغمىعليه ، صحيح نيست .
و ذبح مثل رمى و صيد مكرَه كه قاصد است، اظهر صحّت آن است ، اگر چه مكرِه ( به كسر ) آثم است و بگوييم ضامن است .
و با احراز اسلام ، عدم علم به ترك تسميه ذابح مسلم كافى است در حكم به صحّت ذباحه ، و ضرر ندارد علم به عدم اعتقاد به وجوب تسميه در فِرَق مسلمين بنا بر اظهر .
تذكيه در مذبوح و منحور حاصل نمىشود در حال اختيار مگر با آهن، نه با غير آن اگر چه از معادن باشد، مثل مس و طلا و نقره و برنج ؛ و اگر آلت ذبح در حدّت و استحكام و تيزى و اطّراد تا آخر ذبح، مانند آهن باشد به نحو يقين ، بعيد نيست به الغاى خصوصيّت، ملحق به آهن باشد .
و اگر حديد پيدا نشد يا آنكه استعمالش ميسور نشد و خائف شد از فوت ذبيحه با احتياج به آن و اضطرار عرفى به ذبح آن ، جائز است قطع اعضاى مخصوصه با مثل سنگ و چوب و نى و شيشه و استخوان در صورتى كه در طرف آنها تيزى و بُرَندگى باشد .
و جائز نيست با دندان و ناخن قطع كردن ، مگر در حال ضرورت و نبودن سائر آلاتى كه تذكيه با آنها مىشود در تقدير نبودن آهن ، چه متّصل باشند به بدن يا منفصل ، اگر چه احوط ترك است .