1
اگر شك كرد در تسميه ، با قطع به اراده صحيح در حين ارسال كلب يا رمى به سهم ، محمول بر صحّت و لوازم [ آن ]است، مثل شك در تسميه بعد از ذبح مذبوح، و تدارك تسميه قبل از اصابت با شك در ابتدا به تسميه و نسيان آن، كافى است چنانكه گذشت ؛ و با شك در تسميه اگر در حال اصابت روى داد ، دور نيست حلّيت آن .
جاهل به وجوب تسميه يا معتقد عدم وجوب اگر تسميه كرد ، تذكيه حاصل مىشود ؛ و اگر نكرد، اظهر عدم حليت است . و اگر شك در اتيان به واسطه شك در اعتقاد مذكّى به وجوب كرديم اظهر حكم به صحّت در واقع و به تذكيه است .
بايد مُرسِل كه قاصد صيد است تسميه نمايد ؛ پس اگر غير مرسل تسميه كرد در حال ارسال ديگرى ، موجب پاكى و حليت نمىشود ؛ و هم چنين اگر يكى ارسال و ديگرى قصد اصطياد و سومى تسميه كرد .
با تعدّد سبب بايد هر دو واجد شرط باشند ، پس اگر دو نفر ارسال دو كلب كردند و هر دو اشتراك در قتل صيد كردند و تسميه را فقط يكى از آن دو انجام داد حكم به حليت نمىشود ؛ و هم چنين اگر معلوم نشد كه به نحو اشتراك، قتل را انجام دادند يا خصوص يكى از آن دو كه مذكور شد ؛ و هم چنين در اجتماع كلب معلَّم با غير معلَّم و اجتماع كلب مرسَل با كلب غير مرسَل ، با علم به اشتراك در قتل يا احتمال آن .
4. و معتبر است در تذكيه ، علم به استناد زهاق روح حيوان به سبب محلِّل كه جامع