1
بودن و معلَّمِ عرفى نيست ؛ و از اين جهت عدم اكل را از محقِقات و شروط معلّم بودن ذكر فرمودهاند .
و اگر معلّم باشد در عرف ، اكل اتفاقى ضرر ندارد بنابر اظهر ، و عدم اكل رأسا در كمال تعليم ضرر دارد ، و اما آشاميدن خون مقتول پس مطلقا مضرّ نيست .
و حدّ تعليم ، تكرار مفيد ظن به حصول آن به اتّصاف به امور ثلاثه مذكوره است به حدّى كه ظن به ملكه اتصاف به صفات مذكوره اگرچه در زمان كوتاهى باشد حاصل شود .
و با احراز تعليم ، حكم به حليت صيد آن مىشود تا زمان يقين به زوال ملكه آن مثل سائر ملكات در سائر صنايع بنا بر اظهر . و يك مرتبه اگر اكل نادر اتفاق افتاد موجب زوال ملكه و آثار آن نمىشود و حلّيت مأكول مقتول، باقى است ، و اصطيادهاى بعدى محكوم به حلّيت مأكول خواهد بود تا احراز زوال ملكه حاصله از تعليم .