1
و آنچه اصابت به عَرْض مىكند و مشتمل بر حديد است مثل معراض حلّيت با آن منوط به خارق بودن آن است اگر چه كمى باشد . و هم چنين سلاحى كه بىسر تيز باشد يا آنكه اصابت به عرض كرده باشد اگر داخل گوشت شد اگر چه كمى باشد و قاتل شد ، حلال مىشود مقتول به آن .
و اظهر در مثل تير و نيزه، حليت است با اتفاق اعتراض و عدم جرح و خرق اگر قتل با آنها با تسميه باشد ، و احوط وجوبا اقتصار بر صورت احتمال آنكه با تيزى خورده و با عرض نشسته باشد، [ است ] .
پس بايد سلاح، حديد محدّد باشد و سر تيزى داشته باشد اگر چه اتفاقا پاره نكند بدن را بلكه به عرض اصابت نمايد لكن پيكان دارد، مثل تير و نيزه و تيغ و كارد ، و احتياط مذكور رعايت شود ؛ يا آنكه آلتى باشد كه پاره كند اگر اصابت با تيزى سر بكند و به عرض اصابت نكند ؛ و مجرد قتل با ثقل در مثل عمود حديد، كافى نيست .
و اعتبار حديد در هر دو قسم در حال اختيار احوط است ، لكن مسمّاى به «معراض» كه پيكان ندارد و محدّد و قابل خرق است اگر چه چوب باشد و خرق نمايد، پاك و حلال كننده است ، و ظاهرا خرق آن به جهت اصابت به آن طرفى است كه محدّد است، نه اصابت به عرض از محدّد ؛ و اگر به مجرد فشار و ثقل داخل شود، مشكل است .
و سلاح معروف به تفنگ كه آهن دارد و خرق مىنمايد كافى است در تذكيه در صورتى كه گلوله مثل مدوّر نباشد، بلكه محدّد باشد كه با تيزى سر آن پاره كند نه با