1
و اگر اختيار كرد استنابه را ، نائب قصد حج از ولد مىكند اگر چه صغير باشد ؛ و اگر ولد را فرستاد ، پس اگر مميز بود خودش قصد مىكند ، و گر نه به ترتيب حج طفل به جا آورده مىشود .
و اگر به تأخير افتاد تا وقت بلوغ ولد ، پس اگر استنابه را اختيار كرد مجزى از حجة الاسلام نيست ؛ و اگر اختيار كرد مباشرت ولد را مجزى است، مثل استطاعت بذليّه اگر چه بذل به سبب نذر، واجب شده است .
و اگر والد قبل عمل [ از ] منذور وفات كرد، وصىّ مخيّر است ـ مثل والد ـ در إخراج اقلّ از دو كيفيّت به حسب قيمت يا تحصيل رضاى همه ورثه در زائد از اجرت حج ؛ و اگر ولد وفات كرد قبل از انجام يكى از دو امر ، متعيّن مىشود استنابه از جانب ولد .
و اگر ولد وفات كرد بعد از تمكّن والد و عدم اتيان به احد امرين ، متعيّن مىشود حج از جانب ولد ؛ و در صورت وفات قبل از تمكّن والد از احد الامرين ، اظهر فعليّت نذر است به تمكّن از استنابه .
و هم چنين در سائر نذور : اگر متمكّن نشد مگر از يكى بعد از عجز از هر دو، اظهر فعليّتِ انعقاد و تكليف است با آنكه متعلّق بر احدهما بوده است ، بلكه اقتضاى تخيير در ظرف تمكّن از هر دو است ، نه مفهوم از نفس متعلّق نذر باشد به طورى كه اگر تخيير نبود مغاير منذور محقّق بود .
اگر نذر حج كرد و صاحب مال نشد و عاجز از منذور بود پس حج كرد از غير خودش ، ثواب حج به او هم عائد است ، و به اين معنى مجزى از نذر است نه به معناى ديگر بنا بر اظهر ، مگر با تعميم در قصد .