1
و اگر نذر مطلق بود و در سالى متعين نبود، پس حج كرد با قدرت بر مشى بدون مشى ، لازم است اعاده حج در حال مشى . و در صورت تعيين سال و مخالفت با قدرت ، احوط قضاى آن است در سال ديگر و اعاده حج است در حال مشى ؛ و كلام در صحّت آنچه واقع [ شده ]است ، در نذر موالات [ وضوء و ] در كتاب حج مذكور است .
و احوط لزوم كفّاره است در موارد مخالفت عمديه با تعيين سال و قدرت اگر چه إعاده حجّ نمايد .
و اگر ركوب در بعض كرد با قدرت و اعاده نمود ، مشى در جميع مىنمايد، نه در خصوص مقدار ركوب اول اگر قائل به صحّت اول باشيم .
اگر عاجز شد از حج منذور در حال مشى ، ساقط مىشود و اكتفاى به حج در حال ركوب مىنمايد ؛ و وجوب سياق بدنه و استحباب آن در كتاب حج مذكور است .
اگر نذر كرد حج در حال ركوب را ، حنث حاصل مىشود به مشى در حال حج ، و دور نيست با تبدّل احوال ( به طورى كه حادث شد افضليّت مشى در حال حج به سبب عوارضى ) كه حنث نباشد .
و احوط وجوب وقوف است بر كسى كه ناچار از ركوب كشتى است در حج با آنكه نذر حج در حال مشى كرده بوده اگر چه اظهر عدم وجوب است ؛ و اگر متمكّن از مشى در بعض بشود، اظهر وجوب همان قدر از مشى در حج است .
بعد از تمام حج ـ به طواف نسا يا رمى جمرات به نحوى كه گذشت ـ مشى ساقط است از كسى كه نذر مشى در حج كرده بوده است .
كسى كه نذر كند مشى به سوى «بيت اللّه حرام» را ، منصرف و متعيّن در خانه خداى