1
واقع حال نذر كرد و نمىدانست وقوع آن را، منعقد نمىشود .
و غير معلّق ( كه نذر تبرّعى بدون شرط است و شكر، بر او صادق است ) در انعقاد آن خلاف است ، و انعقاد كه منسوب به مشهور است خالى از وجه نيست .
معتبر است در صحّت نذر «نيّت قربت» مثل سائر عبادات . و اظهر كفايت گفتن «للّه علىّ» ( در امور راجحه شرعيّه ) در قربى بودن نذر است، زيرا التزام در رجحان و عدم ، تابع ملتزم به است ، و اظهر اين است كه ملتزم له اگر خداى تعالى باشد بايد ملتزم به راجح شرعى باشد نه متساوى الطرفين ، پس عباديّت التزام و ملتزم به از تعلّق التزام به خداى تعالى به تعلّق صله منفك نمىشود ؛ و آن منافات با كراهيّت نذر ندارد ، زيرا تسبيب به ايجاب غير واجب كراهت دارد نه اصل التزام ، و خالى از كراهت، التزام قصدى غير انشائى است ، و انشا، اقلّ ثوابا از تسبيب به راجح، به مجرّد قصد است .
و اظهر كفايت ذكر دالّ بر ذات مقدّسه ـ اگر چه غير لفظ جلاله از سائر اسماى مختصه بلكه دالّه بر ذات مقدس ـ است در انعقاد . و كفايت مرادف در سائر لغات ( براى غير متمكّن از عربيّت ) مثل كفايت اشاره از غير متمكّنِ از نطق است .
شرط در نذر مشروط بايد مناسب باشد با شكر يا زجر كه مقصود به نذر [ است ] .