1
واقع [ شد ]در مجموع خرمايى كه با او بود ، حنث متوقف بر اكل مقدار مشتمل بر آن يكى معين است به نحو يقين ، اگر چه هيچ كدام از آنها را نمىتواند تناول نمايد در شبهه محصوره از باب علم اجمالى ؛ و در غير محصور جائز است تناول ، و حنث آن ( به اتفاق علم به وقوع در مخالفت حلف ) در حكم كفاره ، مماثل است با اكراه بر خلاف حلف .
4. اگر حلف كرد بر اينكه اين طعام را فردا تناول نمايد ، پس تأخير از فردا موجب حنث است ؛ و اكل در فردا برّ و وفا است ؛ و تقديم بر فردا آيا موجب حنث است يا نه ؟ خلاف است ، اظهر تبعيّت قصد است از حيث تعلّق آن به اكل مطلق يا مشروط به بقاى آن كه اگر باقى نماند تا فردا به هرسببى باشد مخالفت نكرده است ؛ و هم چنين در سائر افعال خاصه موقّته به زمان است از حيث تقديم به نحوى كه موضوع باقى نماند .
و در تقدير قصد مطلق ، ظاهر، اناطه وجوب كفاره بر تحقّق شروط فعليّت تكليف در فردا است ، نه آنكه معجّلاً واجب است قبل از رسيدن فردا و مديون است اگر وفات نمايد بعد از اكل و قبل از رسيدن زمان اكل در فردا .
و از آنچه ذكر شد معلوم مىشود حكم تلف قبل از فردا يا در فردا قبل از تمكّن از أكل ، به اختيار حالف ، كه مثل اكل قبل از فردا است ؛ و اگر قبل از تمكّن از اكل در فردا ، بدون اختيار حالف تلف شد ، عدم حنث، واضح است .
و اگر تلف شد در اثناى فردا بعد از تمكّن از اكل و قبل از اكل ، بدون اختيار حالف ، اظهر عدم حنث است ، به واسطه عدم تقصير با وسعت وقت ؛ و اگر مطلق بود متعلّق حلف و موسّع بود ، تقصير و حنث نيست مادام [ كه ] ظن بوفات قريب به عمل نداشته باشد ، و مطلق وفات، كاشف از تقصير و حنث نيست ( و اگر تلف به اختيار حالف باشد در فرض مذكور ، حنث و كفاره ثابت است ) .