1
مجهول باقى است حكم يمين ، يعنى جهل به مشيّت يا جهل به متعلّق آن .
و اگر التزام به هر كدام از مستثنى منه و مستثنى باشد، ملزم به نيّت خودش است ، و با تعيّن مشيّت ، متعيّن مىشود ملتزمٌ به . و با جهل به مشيّتِ مانع از انعقاد يمين ، مجهول مىشود و آنچه منعقد شده باقى است بر انعقاد . و با جهل به مراد از اطلاق استثنا، ظاهر، استثناى مشيّت عدم دخول در حلف بر دخول ، و استثناى مشيّت دخول در حلف به عدم دخول است به لفظ «إلاّ» . و با جهل در تعدّد التزام يعنى در وقوع به مستثنى ، اصل التزام دوم مشكوك مىشود و التزام اول با خصوصيّت استثنا، معلوم ، و اللّه العالم . و با جهل به تعلّق استثنا به مشيّت دخول يا عدم دخول ، محتمل است مشيّت احدهما مشكوك الايقاف باشد و يمين باقى باشد .
هرچه از عقود و ايقاعات [ كه ] در آنها تنجيز معتبر است تعليق بر مشيّت اللّه تعالى به نحو استثنا يا غير آن مبطل آن است ، و حكم استثناى مشيّت خداى تعالى با مشيّت ديگرى بر طبق قاعده است ؛ و هرچه در آن تنجيز لازم نيست پس تعليق به مشيّت غير كه ممكن و غير معلوم است مضر نيست ، و استثناى مشيّت اللّه ـ در تقدير معقوليّت آن سبب با اين استثنا ـ مثل استثناى مشيّت غير است .
و اظهر عدم دخول استثنا است در اقرار ، يعنى مبطل اقرار است تعقّب آن به نحو اتّصال بر استثناى منافى با جزم لازم در اقرار ، مثل منع آن در طلاق و عتق .
حروف قسم در لغت عرب سه است : «با» كه بر ظاهر و مضمر داخل مىشود ، و «واو» كه بر جميع اسماى ظاهره داخل مىشود ، و «تا» كه فقط به لفظ جلاله داخل مىشود . و اظهر عدم قبول ادعاى عدم اراده يمين است در مذكورات ؛ و در حكم