1
مسلمان در مال و نحو آن، متعلّق به امر ماضى يا حال» ، و آن محرّم است . و در روايت ابنحديد است كه يمين سه قسم است : يمينى كه در آن كفّاره نيست يمينى است كه قسم ميخورد كار نيكى را به جا نياورد [ و ] ، كفّارهاش به جا آوردن آن است ؛ و يمينى كه در آن كفّاره است قسم خوردن بر ترك معصيّت است ، كه [ اگر ] بعد به جا آورد، واجب مىشود در آن كفّاره معهوده ؛ و يمين غموس كه موجب دخول در جهنم است ، قسم خوردن بر حق مسلمانى كه حبس شود حقّ او .
و آنچه متعلّق مىشود به آن حنث و كفّاره ، يمين عقد است كه حلف بر فعل يا ترك در مستقبل است ، و محلّ بحث در اين كتاب است .
منعقد نمىشود قسم به نحوى كه مورد حنث و كفّاره باشد مگر به ذات احديّت ( جلّت عظمته ) يا ذكر ضمائم و خصوصيّات دالّه بر ذات مقدس او از غير اسماى ذات يا صفات ، مثل : «والَّذي فلق الحبة و برأ النسمة» يا «ومقلّب القلوب و الأبصار» يا «والَّذي نفسي بيده» ؛ يا به اسماى مختصه به او مثل اللّه ، و الرّحمن ، و ربّ العالمين ، و مالك يوم الدين ، و الأوّل الّذي ليس قبله شيء ، و خالق الخلق ، و الحىّ الّذي لايموت ، و الواحد الّذي ليس كمثله شيء ( در فرق بين غير دو اسم مقدس اول و قِس،م اوّل، نظر است ) [ به اسما] يا غالبه در او مثل والرّب ، و الخالق ، و الرازق ، و البارئ ، و الرّحيم ، و المتكبّر ، و القاهر .
و حلف به غير آنچه ذكر شد تأثير در كفّاره ندارد ، و اظهر جواز تكليفى آن است بدون تحقّق كذب ، و كفّاره در آن نيست در مواردى كه به اسم خداى تعالى كفّاره لازم مىشود ، اين است حكم حلف به مخلوق .