1
غرامت نصف ثمن براى دومى ، و فوت مىشود از مُقِرّ، سدس ثمن به سبب غرامت مذكوره، يعنى واحد از شش قسمت ثمن ، و مسأله از 48 تحصيل مىشود .
12. اگر اقرار كرد برادر ابى به برادر امّى ، سدس تركه را به او مىدهد به ترتيب متقدّم ؛ پس از آن اگر اقرار كرد برادر اُمّى ميّت به دو برادر اُمّى او و تصديق كرد برادر ابى او را در اين اقرار ، برادر اُمّى تسليم مىنمايد به دو برادر اُمّى، ثلث سدس را كه بالسويّه تقسيم مىنمايد بين آن دو، چون فاضل از نصيب او همين قدر است ، و ثلثين سدس براى خود او باقى مىماند ، و برادر ابى تسليم مىنمايد به آن دو برادر امى، سدس ديگرى را، و مسأله از 36 تخريج مىشود؛ و ثلث تركه، بين سه برادر امى على السويه تقسيم مىشود و ثلثين براى برادر ابى مىماند .
و اگر تكذيب كرد برادر ابى برادر اُمّى را در اقرارش به دو برادر اُمّى ، براى اولى دو ثلث سدس است و براى آن دو است ثلث سدس كه زائد از نصيباست .
اگر اقرار كرد برادر اُمّى به برادرى از اب يا از اُمّ يا از هر دو و لكن برادر ابى تكذيب نمود اين اقرار را، پس در حصّه يك برادر اُمّى كه مُقِرّ است، هيچ زيادتى لازم نمىآيد از استحقاق او و تمام حقش به او واصل است بدون زيادتى در جميع صور .
و هم چنين اگر اقرار كرد به دو برادر ابى يا از اب و اُمّ ، در عدم فرق در حصه مقر ؛ به خلاف صورت اقرار به دو برادر اُمّى كه گذشت بيان استحقاق در آن صورت .
اگر اقرار كردند دو برادر اُمّى به برادرى از اُمّ براى ميّت ، دفع مىنمايند به ثالث، هر كدام، ثلثِ آنچه را كه در يد او است ؛ پس از دفع ، سه نفر متساوى در حق واصل به آنها مىشوند . و فرقى بين تصديق برادر ابى و تكذيب او نيست، زيرا ثلث، مستحَقِ دو برادر اُمّى فما زاد است .