1
و اگر بگويد : «غير يك درهم از ده درهم» و «غير يك غرفه از تمام خانه بر تو استحقاق ندارم» ، اقرار [ است ] به عدم استحقاق بيش از يك درهم مدعى و عدم استحقاق بيش از يك غرفه كه ادّعاى ملكيّت آن را مىنمايد ؛ پس نتيجه استثناى از ادّعا از غير و از عدم استحقاق از غير ، متعاكس است، چه استثنا از اثبات باشد يا از نفى .
3. اگر در ابتداى كلام بگويد : «ابتعت بخيار» ، يا بگويد : «ضمنت بخيار» ، يا آنكه بگويد : «كفلت بخيار» ، پس اگر محمول بر شرط صحيحِ در ضمن عقد بشود يا آنكه استفسار و تفسير به آن بشود، قبول مىشود ؛ و گر نه مدّعى فساد يا شرط فاسد بعد از اقرار به عقد ظاهر در صحيح ، قبول نمىشود قول او ، و مأخوذ، كلام اول او است . و در غير ابتداى كلام ، موقوف است به استظهار خصوصى از سابق و لاحق كلام .
4. اگر بگويد : «له علىّ دراهم ناقصة» ، يا بگويد : «له علىّ دراهم زيّفة و مغشوشة» ، قبول مىشود و رجوع به او در تفسير و قدر نقص مىشود ، و تفسير به ممكن الاجتماع با مُقَرّبه قبول مىشود ؛ نه آنكه محمول بر دراهم تامّه مقرٌبها و ادّعاى نقص يا تزييف بشود، مثل صورت انفصال كلام به نحوى كه ثانى، متمم كلام اول نباشد ، خصوصا اگر معامله با ناقص يا زيّف، متعارف نباشد .
و اگر در توصيف با اتّصال كلام بگويد : «دُرَيهمات» ، يا آنكه بگويد : «دراهم صغار»، پس در تفسير به ناقص بعد از استفسار، ممكن است موافقت با عرف در دراهم متعارفه و عدم موافقت ؛ پس در اولى، قبول مىشود تفسير و در ثانى قبول