1
و اگر وفات نمايد قبل از تفسيرِ مقدور ، وارث مطالبه به آن مال مىشود پس تفسير از او خواسته مىشود با ادّعاى مُقَرّله علم وارث را به مقدار مُقَرّبه ؛ و اگر بگويد نمىدانم ، با يمين او مقدّم است قول او بر قول مدّعى و اقل متموَّل تسليم مدّعى مىشود و به ادّعا عمل نمىشود بدون بينه ، مگر با يمين مردوده كه در مقام مفقود است به جهت فوت مدّعى_’feعليه و فرض يمين وارث به عدم علم او به مقدار .
و اگر مُقَرّله ادّعا كرد مخالفت تفسير مُقِرّ يا وارث را با مراد به اقرار ، با يمين مقر يا وارث فصل مىشود ، و يمين وارث به عدم علم به خلاف است .
و اگر تفسير به اقل متموَّل شد، قبول مىشود در صورت عادى بودن تموّل آن در عرف ، نه مثل پوست لوز يا رد سلام يا حد قذف .
و اگر تفسير كرد براى مسلِم مُقَرّله به غير مملوك مسلم ـ مانند خمر و خنزير و جلد ميته ـ قبول نمىشود ؛ و در خمر محترمه، يعنى متخذه براى تخليل با علم به موضوع ، احتمال قبول است، بلكه خالى از وجه نيست .
و اگر اقرار و تفسير مذكور در خمر و خنزير براى مستحلّ ذِمى شد، قبول، راجح