1
عبارت و حمل بر تأكيد ، نه مغايرت ملزمه تعدّد .
و اگر اختلاف به اطلاق و تقييد يا عموم و خصوص بود و در مقدار و وصف متحد بودند مثل : «له درهم بل هذا الدرهم» يا به عكس ، حمل بر واحد متخصص يا متقيّد مىشود ؛ يا : «له درهم بل درهم بغلىّ» يا به عكس ، اقرار به درهم بغلىّ مىشود ؛ و گذشت اظهريت اخذ به اخير .
و اگر در قدر مختلف بودند و يكى از مقدّم يا مؤخر از «بل» ، معين بود ، اقرار در اخير ملزِم است چنانچه گذشت ، و احوط صلح است .
اگر جمع كرد در اثبات بين مختلفين در كمّيّت با تعيّن هر دو ، اظهر لزوم اخير است ، و احوط صلح به جمع است ، مثل آنكه بگويد : «له هذا القفيز من الحنطة، بل هذان القفيزان من الشعير» .
و اگر حرف «بل» بعد از نفى بود ، اقرار تعلّق به ما بعد «بل» مىگيرد و لازم مىشود در جميع صور ؛ و هم چنين كلمه «لكن» كه بعد از نفى فقط واقع مىشود .
و اظهر در مثل «له علىّ عشرة لا بل تسعة» ، موافقت در حكم با صورت تأخّر «بل» از نفى است ، و احوط صلح به زائد است و در مختلفين به جمع .
و در وصايا و عهود ، جارى است آنچه در اقرار گذشت .
اگر اقرار كرد براى ميّتى به مالى ، لازم است بر او دفع به وارث او . و اگر گفت وارثى غير «زيد» نداند ، ملزم [ است ]به دفع مال به «زيد» با دعواى «زيد» انحصار در وراثت را اگر مال، ذمّى باشد ؛ و انطباق واقعى، دائر مدار انحصار واقعى [ است ] ، و ظهور خلاف ، حكم واقعى خود را واجد است ؛ و اگر شخصىّ باشد پس با اذن حاكم و فحص او و ثبوت انحصار در نزد او ، لازم است دفع آن به مُقِرّ له ،