1
و هم چنين اگر بگويد : «درهم و قبله درهم و بعده درهم» بر تقدير صحّت تعبير ، بنا بر اظهر .
اگر بگويد : «له علىّ واحد في عشرة» ، اظهر لزوم عشره است مگر در صورت فائده براى توصيف غير آنچه كه نتيجتا ضرب است .
و اگر بگويد : «غصبته ثوبا في منديل» ، پس به جهت احتمال فائده براى توصيف اقرار به مظروف ، اقرار به ظرف نمىشود ؛ به خلاف صورت عدم فائده و مفهوم معيّت . و هم چنين اقرار به ظرف، اقرار به مظروف نمىشود مثل : «غصبته غمدا فيه سيف» در دوران مدار فائده در توصيف و عدم آن ، به خلاف صورتى كه بگويد : «غصبته دابّة بسرجها» يا «دارا بفرشها» ، كه افاده معيّت مىنمايد .
اگر بگويد : «غصبته فصّا في خاتم» يا «خاتما فيه فصّ»، هر دو داخل در اقرار مىباشند .
اگر بگويد : «له خاتم» ، پس آمد و با او خاتم با فصّ بود و استثنا نمود فصّ را بعد از انفصال دو كلام و انتفاى قرينيّت، پس قبول نمىشود، چه اراده شخصِ خاتم باشد يا كلّى آن.
اگر بگويد : «له عندى جارية» ، پس آورد جاريه را حامل ، پس داخل نمىشود حمل در اقرار به جاريه تا استثناى آن حمل در زمان قرينيّت اخراج نمايد . و مثل اقرار ، بيع و وصيّت و عهد است در اين خروج .
اگر بگويد : «له علىّ عبد عليه عمامة» ، اقرار به هر دو است مگر با استثناى متّصل ، و هم چنين سائر البسه فعليّه او اگر در توصيف داخل بود ؛ و دخول در يد كافى نيست اگر توصيف نشود، مثل اقرار به عبدى كه واقعا لابس لباسى است ، و مثل اقرار به دابهاى كه واقعا بر آن زين است بدون توصيف دابه به آن زين بلكه زين در يد صاحب يد بر دابه قبل از اقرار مذكور است .