1
معرفت مقدم و مؤخر؛ و با معرفت او، ملحق به مؤخّر مىشود، چنانچه در ترتّب ملكيت گذشت.
و هم چنين در تعدّد وطى شبهه با وطى به عقد صحيح چنانچه گذشت. و گذشت ترجيح به فعليّت فراش. و زوال فراش شبهه به انقضاى عده وطى به شبهه است.
و اگر زوج وطى كرد در اثناى اين عده وطى به شبهه، زانى نيست اگر چه عاصى است؛ و آن هم فراش است و به او ملحق مىشود با وجدان شروط و عدم وجدان وطى به شبهه شروط لحوق را.
و اگر صلاحيت لحوق به هر دو بود، با قرعه تعيين مىشود؛ و با مرجّحات متقدمه، ترجيح داده مىشود در صورت تعدّد فراش و معلوم بودن سابق و لاحق.
اگر به اعتقاد خالى بودن از شوهرِ زنده ازدواج كرد و صاحب اولاد شد پس از آن معلوم شد حيات زوج، رد به اوّل مىشود بعد از عده دومى، و اولاد، مال دومى است. و اين حكم جارى است در جميع موارد تحقق شبهه به هر سببى باشد.
از واجبات آداب ولادت، استقلال زنها به رسيدگى به امور حامل نزد ولادت است، و براى مردها جايز نيست مگر در صورت فقد زن.
در صورت مذكوره مىتواند بلكه واجب است بر مردها رسيدگى به حاجت حامل نزد ولادت، واحوط تقديم محارم از مردها است؛ بلى تجاوز از مقدار ضرورت در نظر به عورت و لمس ساير بدن و سماع صوت بنابر قولى ننمايند. و خصوص شوهر مىتواند رسيدگى نمايد به امور ولادت زن خودش اگر چه زنهاى ديگر باشند.