1
لازم است دفع مهر بعد از عقد، مراعى به دخول و وفاى به مدت به نحوى كه ذكر مىشود؛ پس اگر ابراء كرد مدت را يا آنچه به منزله ابراء است، نصف مهر بر شوهر است.
و ابرايى كه موجب تنصيف مهر است، حاصل مىشود به ابراء بقيه مدت قبل از دخول. و آيا افتراق و حصول بينونت قبل از دخول، موجب تنصيف مىشود اگر چه تمكين بوده است، يا آنكه بايد ابراءِ بقيه مدت هم باشد، پس اگر ابراء بعض كرد و در بعض ديگر دخول واقع نشد، يا آنكه بينونت به مضىّ تمام مدت بدون دخول حاصل شد، تنصيف نيست و بايد مجموعْ ادا شود؟ احوط بلكه اظهر عدم تنصيف است.
اگر دخول واقع شد، تمام مهر مستقر است به شرط وفاى زن در بقيه مدت با تمكين، مگر آنكه مرد، بقيه را هبه نمايد بعد از دخول، كه تمام بر او ثابت است. و اگر بعض باقى را هبه نمايد، در بعض غير موهوب، تمكين لازم است.
اگر اخلال كرد زن به بعض مدت و در آن بعض تمكين نكرد، مىتواند شوهر به نسبت آن بعض، اسقاط مهر نمايد، مثل نصف مهر در اخلال به نصف مدت. و ايام حيض و مثل آن از اعذار، چه شرعيّه باشد چه عقليه، خواه متوقعه باشد يا اتفاقيه، محسوب از ايام اخلال نمىشود، پس به ملاحظه آنها، اسقاط مهر نمىشود. و در موت زوجه، كه از قبيل انهدام دار است، اقرب انفساخ است از آن زمان و سقوط مهر است در بقيه مدت به نسبتِ باقى از مجموع.