1
13. ناشزه قسمت ندارد؛ و هم چنين صغيره غير قابل استمتاع و تلذذ؛ و هم چنين مجنونه مطبقه غير قابله استمتاع و تلذّذ و مؤانسه، يا مخوفه. و اما مبتلا به جنون ادوارى، پس در حال افاقه، مثل غير مجنونه است، و در حال جنون مذكور، ادا و قضا ندارد.
مسافرت كننده بدون اذن زوج و بدون ضرورت مسوّغه، ناشزه است و حقى ندارد در قضاى بعد از رجوع؛ و اما با اذن، يا در واجب مضيق، حق او ثابت است و قضا لازم است اگر اختيار مسافرت كه براى مصلحت زوجه است اسقاط حق زوجه نباشد. و اذن، مسوّغِ مسافرت است و دافعِ اثم است.
14. اظهر جواز زيارت ضره در ليله ضرّه است به مقدارى كه جايز براى اجنبى است.
و اگر عيادت ضره، مستوعب شب شد، اظهر وجوب قضا براى صاحب شب است، مثل عيادت اجنبيه اگر مستوعب باشد، چه اينكه ظلم باشد به واسطه عدم جواز، يا نباشد به واسطه جواز يا وجوب.
و در لزوم قضا براى مريضه كه عيادت او كرده براى ضرورت يا طلب او، تأمّل است، اظهر احتساب و عدم لزوم قضا است. و هم چنين در غير مستوعب به مقدار كون نزد مريضه اگر زايد بر حق متعارف زوج باشد احتساب مىشود و اقتصاص مىشود و قضا ندارد اگر در نوبت او است؛ و اگر در نوبت ديگرى اقتصاص از نوبه مريضه مىشود براى همان ديگرى؛ لكن خالى از تأمل نيست.
و مواقعه ضره در نوبت ديگرى، اثر ندارد؛ بلكه اثر مربوط به زمان آن است به نحوى كه مذكور شد.