1
مهر را است؛ پس اگر مشروط تعيين زوج باشد، حدّى در قلت و كثرت ندارد؛ و اگر مشروط، تعيين زوجه باشد، محدود است در طرف كثرت به عدم تجاوز از مهر السنه كه 500 درهم است.
و اگر مشروط حكم اجنبى باشد، پس اظهر صحّت شرط است و عدم تقيّد در دو طرف قلت و كثرت به ازيد از تموّل، مثل حكم زوج. و اگر مشروط حكم هردو به نحو اجتماع باشد، يا به نحو استقلال، اظهر در صورت اوّل اناطه به توافق هر دو، و احوط در صورت دوّم هم همين است، مگر اينكه مختار زن ازيد از مهر السنّه باشد كه قول و تعيين مرد در مخالفت به نقيصه و مهر السنّه مسموع است.
اگر طلاق داد مفوّضة المهر را قبل از دخول و قبل از حكم، الزام مىشود حاكمِ به حسب شرط، به حكم براى تعيين حق؛ و نصف معيّنِ به حكم، مستحَق مطلّقه است. و اگر حاكم زن است، براى او نصف مهر معيّن است در صورتى كه معيّن او از مهر السنه زايد نباشد؛ و اگر زايد باشد، رد مىشود به مهر السنه. و اگر امتناع از حكم نمود، حاكم شرع حكم مىنمايد بنابر اظهر، در صورتى كه ايقاف، تعطيل و تضييع حقّ باشد و اجبار بر حكم ممكن نباشد، و مثل خود او حاكم زايد بر مهر السنه حكم ننمايد؛ و هم چنين در امتناع زوج از حكم و عدم امكان اجبار او بر حكم. و احوط براى حاكم عدم حكم به ازيد از مهر السنه يا مهر المثل است.
اگر حاكمِ به شرط، مجنون شد به جنون طارى، ولىّ او اگر چه حاكم شرع باشد قائم مقام او مىشود و حكم مىنمايد بنابر وجهى، در صورت عدم امكان ايقاف تا زوال جنون عارضى، ولكن احتياط غير متروك در رعايت احتمال متعه است. و هم چنين