1
در متعه، ملاحظه حال امثال زن و مرد باهم مىشود؛ يعنى در هركدام از غِنى و توسط و فقر، [با] ملاحظه مهر امثال زن تعيين مىشود، و اختلاف مراتب هركدام بر آن تنزيل مىشود.
مذكور در كلمات، براى موسع و غنى متعه دابه يا جامه قيمتى يا ده دينار است ، و براى متوسط پنج دينار يا جامه متوسط، و براى فقير يك دينار يا يك انگشتر است، و محمول بر تمثيل است؛ و هم چنين بعضى از اينها در روايات مذكور است.
اظهر اختصاص وجوب متعه است به مطلّقهاى كه ذكر مهر در عقد او نشده و دخول به او محقّق نشده است؛ و اطلاق استحباب و تاكّد آن به ساير مطلّقات دور نيست.
و متعه به طلاق مفوّضه قبل از دخول، واجب مىشود؛ و تقديم آن بر طلاق، مستحب است؛ و دور نيست مراعى بودن آن به تعقّب به طلاق، در اتصاف به متعه واجبه در مورد وجوب، و مستحبه در موارد استحباب.
متعه واجبه يا مستحبه با موافقت آنچه زوج مىدهد با وظيفهاش، منوط به رضاى زوجه به قدر آن نيست. و متعه واجبه، دَين است در ذمه زوج، و احكام دَين در صورت موت زوج و افلاس او، بر آن مرتّب است. ابراى متعه قبل از توظيف، مثل ساير ديون و حقوق، اثرى ندارد.