☐ طلاق نبودن فسخ
- فسخ به عيب، طلاق نيست، و مطّرد نيست با آن تنصيف مهر، بلكه محتاج در مواردش به دليل خاص است، و از جمله طلاقهاى سه گانه محسوب نمىشود.
☐ اختصاص مباشرت فسخ به صاحب خيار
- مباشرت فسخ با صاحب خيار است، نه با حاكم، اگر چه در نزاع، فصل خصومت با مراجعه به حاكم مىشود. و در ضرب اجل، بعد از ثابت شدن عنن، مراجعه به حاكم و با تعيين او محدود مىشود؛ و بعد از انقضاى مدت و عدم وطى، خود زوجه، مباشرت فسخ مىنمايد.
☐ اختلاف در عيب
5 . در صورت اختلاف در عيب، حاكم با موازين فصل خصومت، حكم مىنمايد، مثل ساير امور. و در صورت خفاى عيب و نبودن بيّنه مدّعىِ عيب، منكر عيب قول او مقدم است، و قضا با رعايت ساير موازين مىشود.
☐ استحقاق و عدم استحقاق مهر در فرض فسخ زوج
- اگر فسخ نكاح به يكى از عيوب سابقه موجبه خيار فسخ، واقع شد از جانب مرد قبل از دخول، استحقاق مهر براى زن ثابت نيست. و اگر فسخ بعد از دخول باشد، استحقاق مهر مسمّى ثابت است، و رجوع به مدلّس مىنمايد اگر تدليس واقع شده باشد.
☐ اختلاف در تدليس
و اگر ولىّ زوجه انكار علم و تدليس او نمود و ممكن بود در باره او، بايد زوج اقامه بيّنه بر آن نمايد؛ و اگر بيّنه نداشت مىتواند احلاف نمايد ولىّ را؛ [پس] اگر قسم خورد رجوع مىنمايد زوج بر زن، براى آنكه اعلام نكرده بوده به عيب، ولى يا زوج