1
زمان ، امكان بلوغ باشد كه مىتواند با لعان، نفى ولد نمايد ؛ و با عدم ثبوت بلوغ ، تأخير مىشود لعان تا بعد از بلوغ و رشد طفل .
و اگر طفل ـ قبل از بلوغ يا آنكه بعد از بلوغ ـ وفات كرد و انكار ولد نكرد، پس به مقتضاى لحوق شرعى ، زوجه و ولد وارث او هستند و انكار قبل از بلوغ تأثيرى در رفع حكم ظاهرى مبنى بر امكان لحوق موقوف بر امكان بلوغ نداشته . و اگر بعد از بلوغ انكار كرد ، منتفى نمىشود ولد مگر با لعان چون محكوم به لحوق است در تقدير عدم لعان .
و اگر وطى در دُبُر زن بود و حامل شد ، ولد ملحق به زوج واطى مىشود با امكان از سائر جهات ، چون كه ممكن است سبقت منى و نزول آن در فرج بدون التفات زوج ، چه آنكه عزل بنمايد يا نه . و اگر زوج عالم شد به عدم تكوّن از منى او ، پس مىتواند شرعا نفى نمايد و لعان نمايد با شروط آن .
و اگر زوج ، خَصىّ ( به انتفاى اُنثَيَين ) يا مجبوب ( به انتفاى ذَكَر ) شد ، يا واجد هر دو صفت بود كه مجبوب بود و ادخال نمىكرد و خصىّ بود و انزال نمىكرد ، پس با احتمال تكوّن ولد از ماء زوج ، ملحق مىشود ولد به او در مثل تكوّن با توسيط مساحقه به حسب تشبيه موضوع ؛ و اگر نفى كرد، منتفى نمىشود مگر با لعان در موطوئه با شروط سابقه .
اگر زوج در وقت ولادت حاضر بود، پس اگر اقرار كرد به اينكه ولد از او است، ملحق مىشود به او و انكار بعد از اقرار، مسموع نيست و مؤثّر در لعان نيست ؛ و اگر اعتراف نكرد و تأخير انداخت انكار را، اظهر اين است [ كه ]مىتواند انكار نمايد و حق او با مجرد تأخير، ساقط نمىشود . و براى عالم متمكّن از نفى ، با عدم عذر در