1
تحقّق وطى محرّم ، فئه ظهار و ايلاء حاصل مىشود ؛ و بر او است كفاره ظهار و ايلاء يعنى دو كفاره ظهار و يك كفاره ايلاء .
اگر ايلاء كرد ، پس از آن به ارتداد ملى مبتلا كرد خود را ، پس در احتساب زمان ارتداد اگر متعقب به رجوع در عده باشد از مدت تربّص ، به واسطه اينكه منعِ وطى به سبب ايلاء نيست، بلكه، به سبب ارتداد است كه مزيل زوجيّت است نه سبب ايلاء زوجه ، يا عدم احتساب ـ مثل زمان عده طلاق اگر متعقب به رجوع باشد ـ تأمّل است ، و اوّلى قول منسوب به اكثر و دومى منسوب به شيخ ـ قدّسسرّه ـ است .
3. اگر وطى كرد بعد از ايلاء در اثناى مدت تربّص ، بر او كفاره ايلاء است ؛ و اگر وطى كرد بعد از مدت تربّص ، اظهر وجوب كفاره است .
4. اگر بدون التفات يا در حال جنون يا در اشتباه به حليله ديگر، وطى نمود، كفاره ندارد ؛ و اظهر عدم انحلال ايلاء است ، پس بعد از مدت تربّص ، حق دارد مطالبه فئه يا طلاق را نمايد .
5. اگر ادعاى اصابت كرد و زوجه منكر بود ، قول زوج مقدّم است با يمين او ؛ و اظهر جواز رجوع بعد از طلاق با اين حلف بر اصابت است ، اگر چه زن به واسطه علم به عدم ، بر او جائز نباشد تمكين ، مثل سائر موارد اختلاف احكام كه ثابت به طريق علم يا ظنّ مىشوند .
6. مدت چهار ماه ـ كه حاكم ضرب اجل مىنمايد ـ از حين مرافعه است نه از حين