1
تعدّد ، مجزى است در ايام متعدّده به يك مستحق كفاره دو نفر را در دو روز بدهد ، و صبر تا حال تمكّن اگر قريب نباشد لازم نيست .
و كفاره متعدّده را ـ مثل آنكه از افطار ايام باشد ـ به مستحق واحد براى روزهاى او مىتواند دفع نمايد ؛ و هم چنين اگر اشباع شود ، دو مرتبه در يك روز، مثل اشباع دو نفر است در يك روز ، و عدم تمكّن از دفع به متعدّد شرط نيست .
در اطعام مجزى است هر چه كه ناميده شود به «طعام» از گندم و جو و كشمش و خرما و غير اينها از قوت غالب براى غالب مردم حتى آرد و نان ؛ و رعايت متوسط از قوت اهل ، افضل است خصوصاً در كفاره يمين .
و حد اطعام «اشباع» است نه تقدير به مدّ كه در تسليم متعين است ؛ و احوط رعايت قوت غالب است در اطعام، مثل تسليم و ترك اكتفاى به اشباع از امثال مربّيات .
معتبر است در همه خصال : «قصد كفاره» و «قصد قربت» ، حتى در اطعام و كسوه ، به نحوى كه در سائر عبادات لازم است .
مستحب است ضميمه ادام به طعام ؛ و اعلى گوشت ، و ادنى نمك ، و متوسط سركه و زيت است .
جائز است جمع عدد لازم در يك مجلس و يك روز، و تفريق بين آنها ، و اطعام بعضى و تسليم به بعضى ديگر ، و تفريق از حيث جنس طعام .
اطعام دو صغير به جاى اطعام يك كبير محسوب مىشود ؛ و اطعام صغير با كبير به نحو انضمام ، اطعام دو نفر محسوب مىشود .