1
از عتق كه كاشف از تحقّق شرط است از مشروط ، به واسطه عدم امكان اجتماع ادخال در ملك و اخراج از آن در زمان واحد ؛ پس آنِ قبل از تحقّق عتق ، ملك آمر محقّق است يقينا نه قبل از آن ، به استصحاب .
اگر بگويد : «اعتق عبدى عنك» و ملتفت باشد مأمور به خصوصيّات عتق مشروط به تملّك و محتمل باشد تقديم ايجاب و قبول بر عتق ، محمول بر صحّت عتق از مأمور است .
الف. نيّت
معتبر است در صحّت عتق مثل سائر عبادات : «نيّت» كه مشتمل بر قصد قربت و آنچه مختار است در آن ؛ پس صحيح نيست از كافرى كه متمشّى نشود از او قصد قربت به واسطه جحود مبدء اجلّ ، يا غير آن از لوازم تقرّب ؛ بلكه عباداتى كه مشروط است صحّت آنها به ايمان به معناى اخص ، صحيح از غير مؤمن اثناعشرى واقع نمىشود.
و هم چنين نيّت كفاره خاصه لازم است در صورتى كه ذمّه مشغول باشد به غير كفاره از سائر واجبات يا به كفاره از اسباب مختلفه ، و گر نه، قصد امر فعلى ايجابى كافى است .
و هم چنين در صورت اختلاف اسباب اگر مقصود، ترتيبِ در امتثال بر حسب ترتيب وجودىِ امر و اسباب آن باشد، كافى است در صورت عدم احتمال اقتران اسباب مختلفه .
و احوط در صورت اختلاف اسباب، قصد سبب است ؛ و با آن ، محلّى براى اشكال در صورت اختلاف در تعيين و تخيير عتق در ضمن خصال نيست .
و اگر مجتمع شود دو عتق واجب ، يكى در مرتّبه و يكى در كفاره جمع ، اظهر