1
ميّت و تكلّم با ميّت يا غافل يا اصمّ بر فهم اطلاق در خصوص تعبير ظهارِ معلّق ، در محاوره عرف متخاطبين .
و اگر معلّقٌعليه «ضرب» بود ، اطلاق آن به ضرب ميّت ضعيف است ، به خلاف ضربى كه مولِم شخص مضروب كه حىّ است .
و اگر معلّقٌعليه «قذف در مسجد» باشد و قرينه نباشد ، محمول بر بودن زن مظاهره در مسجد است . و اگر معلّقٌعليه «ضرب او در مسجد» باشد و قرينه نباشد ، محمول بر بودن ضارب و مضروب در مسجد است .
15. اگر معلّقٌعليه «رؤيت زيد» باشد ، مطلق است [و] شامل رؤيت ميّت و نائم مىشود ؛ و كافى است، اگر بعض او مرئى بشود ، به خلاف آنكه اگر همه بدن مستور باشد ؛ و اگر در آب صافى ديد يا با حيلولت شيشه ديد، رؤيت محقّق است . و در ديدن در آينه يا انعكاس در آب صافى، وجهى است مأخوذ از تنقيح مناط .
و اگر زن نابينا شد ، حضور آن مرئى يا مسّ او كافى نيست ، مگر مناط معلوم شود كه محقّق است . و اگر در حال عمى تعليق نمود ، مراد حضور نزد زوجه با علم به آن است .
16. اگر معلّقٌعليه «مسّ زيد» بود، فرقى بين حيات زيد و موت او نيست . و مسّ بعض بدن با بعض بدن، كافى است . و ماسّ بايد از آنچه كه روح دارد باشد ، و ممسوس هم احوط در آن چنين است . و در مسّ محدِث قرآن را و در مسّ ميّت كه موجب غسل است ، گذشت بيان مشترك بين اين مسائل .
17. اگر ظهارِ موقت، صحيح باشد و معلّق به ماه مخصوص باشد ، واقع مىشود در