1
12. اگر بگويد : «إن دخلتِ الدار أو كلّمتِ زيدا» به وقوع هر كدام، ظهار واقع مىشود؛ و آن ديگر اگر واقع شد، اثرى ندارد بنا بر اعتبار تعدّد صيغه درظهار اگر چه دو شرط با تعاقب واقع بشوند .
و اگر بگويد : «إن دخلتِ الدار، فأنت علىّ، كظهر اُمّي؛ و إن كلّمتِ زيدا فأنت علىّ كظهر اُمّي» ، پس با وقوع متعدّد ، ظهار متعدّد مىشود با اقتران و تعاقب دو شرط .
اگر بگويد : «إن دخلتِ و كلّمتِ… الخ» ، لازم است در وقوع ظهار وقوع مجموع دو شرط ، و وقوع يكى كافى نيست ، و اظهر عدم افاده «واو» است ( در جمله شرطيّه كه ذكر شد ) ترتيب را بدون قرينه بر آن .
اگر بگويد : «أنت علىّ كظهر اُمّي إن دخلتِ الدار إن كلّمتِ زيدا» بدون قرينه بر مماثلت آيه شريفه «إِن كَانَ اللَّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ»[1] اظهر تقدير عاطف است، مثل آنكه مذكور باشد، پس تقديم دومى لازم نيست مگر با قرينه ، بلكه اصل اجتماع لازم نيست بنا بر اظهر چون استظهار عطفِ تعليق بر تعليق مىشود اگر قرينه نباشد .
13. و اگر ظهار را معلَّق بر مخالفت «امرِ» زوج كرد [ و ] پس از آن نهى از فعلى كرد و مخالفت كرد ، اظهر عدم تحقّق ظهار است ، مگر با قرينه بر اراده اعم از تكليف تحريمى . و هم چنين اگر معلّق بر مخالفت «نهى» كرد، پس از آن امر كرد و مخالفت شد .
14. اگر معلّق كرد ظهار را بر قذف «زيد» يا تكلّم با او ، مبنىّ است وقوع ظهار با قذف
[1]. هود: 34.