1
خلع محقّق مىشود با زوجيّت دائميّه لازمه. و هر چيز كه صلاحيت امهار داشته باشد، صلاحيت فداء دارد، و اگر صلاحيت امهار ندارد، صلاحيت فداء ندارد.
و جهالت قابل انتهاى به علم، مضر نيست به فداء؛ به خلاف غير قابل، مثل درهم با اختلاف نقد بلد بدون غلبه بعض، و اگر غالب بود، منصرف مىشود اطلاق به غالب؛ مثل صورت تعيين اگر چه در غير غالب باشد.
و اگر ذكر كرد اَلْف را بدون تعيين و قصد تميز، خلع واقع نمىشود، بلكه احوط عدم اكتفاى به مجرّد قصد تميز از ذكر آن است، چنانكه در اصل فداء گذشت، اگر چه زن موافق بشود با مقصود زوج كه مجهول زن است.
و اگر فداء، مملوك مسلمان نباشد، مثل خمر و خنزير، بذل فاسد است و خلع واقع نمىشود؛ و در صورت تعقيب به طلاق، طلاق رجعى واقع مىشود، و در صورت اقتصار بر خلع تأمل است در وقوع طلاق رجعى اگر چه خالى از وجه نيست اگر چه بدون قصد طلاق به عوض، طلاق به صيغه خلع واقع نشود. و هم چنين اگر [فداء،] مستحق غير باشد.