1
مواقعه است، بنابر اظهر كه عدم شرطيت استبانه حمل است در غير حكم تكليفى؛ و «مسترابه» كه در سن حيض است و حيض نمىبيند، لكن بعد از گذشتن سه ماه خالى از وطى در اخير اگر چه به قصد طلاق نباشد اعتزال از او با عادت نبودن تاخير تا اين مدت درباره او.
و مقتضاى مستفاد از نص و فتوى، موافق استثناى در كلمات، اين است كه دخول به صغيره، مانع از صحّت طلاق نيست و طهر غير مواقعه او معتبر نيست، و دخول به كبيره غير آنچه مذكور شد، مانع از صحّت طلاق است مگر در طهر غير مواقعه، و بيان اين امر در نفى عده بر صغيره مذكور مىشود.
حيض استبرائى مسوِّغ طلاق است بعد از آن، پس اگر در اثناى حيض مواقعه كرد، مشكل است اكتفاى به انتهاى آن در صحّت طلاق در طهر بعد از آن، و احتياط، در صبر تا حيض ديگر و انتهاى آن است.
و اگر طلاق داد مسترابه را در طهر مواقعه قبل از گذشتن مدت مذكوره، صحيح نيست؛ و بعد از آن صحيح است.
احوط اعتبار تعيين مطلقّه قصدا در صورت تعدّد زوجات، و احتياط در آثار صحّت و عدم آن در ما بين طلاق و تعيين با قرعه، ترك نشود.
و معتبر است تجرّد [صيغه طلاق] از شرط غير معلوم الحصول مثل قدوم مسافر، و