1
بر بنت است كه اقرب است.
و در اجتماع ام و بنت، آيا رجحان با بنت است يا مساوى هستند ؟ محل تأمل است، و احتياط معلوم است. و اگر اب با ولد ولد باشد، نفقه بر اب است. و اگر جدّ با ولد ولد باشند، شريك هستند.
2. در ترتيب منفق عليه، نفس اولى است و مقدم است بر زوجه؛ لكن تقدم مملوك و دابه شخص بر نفقه زوجه، ثابت نيست، بلكه اظهر عكس است.
و نفقه زوجه بر اقارب مقدّم است، چنانكه گذشت. و در صورت تمكّن از نفقه همه اقارب، انفاق بر همه لازم است؛ و در صورت مزاحمت در تمكّن، اقرب مقدم است در انفاق بر اَبعد؛ و در صورت تساوى در درجه، شريكند در قدر انفاق، مثل ابوين يا ابن و بنت يا اب با ابن، به خلاف اب و جدّ يا ام و جدّه كه اقرب مخصوص به نفقه حاضره مىشود.
3. و اگر تنصيف بين دو شريك مثلاً، نافع به هيچ كدام نمىشود، با قرعه تعيين مىشود مخصوص به نفقه بنابر احوط؛ و احتمال تقسيم اگر چه به نصف كفايت شبانهروزى، قائم است، و تراضى همه به قرعه يا تقسيم مذكور، احوط است.
و ترجيح به اشدّيّت حاجت، محتمل و مقتضاى احتياط است ؛ و در تعارض احتياطها مخيّر است.
و اجداد از اب (ابى و امى) با اجداد از ام (ابى و امى) در يك درجه، متساوى هستند.
و هم چنين اولاد اولاد، با اجداد شريك مىشوند با تساوى در نسبت به شخص از حيث قلّت واسطه ياكثرت آن.
و در يك درجه، ذكور و اناث متساوى هستند اگر چه در ارث مختلف هستند.
4. اگر اب و جدّ موسر داشته باشد، نفقه بر پدر؛ و اگر ابن و اب موسر داشته باشد،