1
و نقصان خلقت يا محجوريّت، در وجوب انفاق بر قريب، معتبر نيست.
و در طفل قادر بر تكسب براى نفقه خود يا بعض آن در صورت حصول اذن از ولى شرعى، جارى است آنچه ثابت است براى غير طفل اگر مكتسب بالفعل نباشد اگر چه قادر بر اكتساب باشد.
و فسق و كفر در قريب فقير، مانع از وجوب انفاق نيست؛ و وجوب قتل بعضى از كفار، منافى با ايجاب انفاق مادام [كه] مقتول نشده است نيست، مگر آنكه جايز باشد اتلاف او به هر طورى كه ممكن باشد.
و نفقه مملوك قريب، بر مالك است نه بر قريب، مگر با امتناع مالك از انفاق.
و قدرت بر انفاق و وصول نوبت به انفاق به قريب ـ چنانچه گذشت ـ معتبر است در تكليف به انفاق.
و واجب است تكسّب مقدور براى حفظ نفس از تلف؛ و هم چنين در تحصيل نفقه زوجه واجب النفقه؛ و در ساير اقارب، اقرب وجوب است.
و با مثل ضيافت در قريب، اطعام بر او ساقط است، به خلاف زوجه.
و اعفاف واجب النفقه به تزويج و نحو آن واجب نيست مگر آنكه به حدّ مؤدّىِ به مرض برسد كه حكم معالجه و دوا را دارد، نه حكم نفقه واجبه.
و هم چنين نفقه زوجه اب يا ابن، واجب نيست مگر اينكه به منزله خادم و مركوب،