1
مدار تحقق معلوم و ارتفاع معلوم است؛ پس اگر عالم به اينها بود، بايد در حكم ظاهرى، عالم به ارتفاع باشد؛ و اگر عالم نبود ظاهرا واجب است بر او نفقه، مثل زمان حضور و عدم اطلاع، نه در واقع در زمان تخلّل اين امور تا زمان تمكّن از اطلاع از زوال عارض.
4. اگر مطلقه بائن ادّعاى حمل كرد به نحوى كه با صحّت طلاق جمع بشود، پس اگر مدّعى اوايل حمل بود، احوط انفاق با كفيل است در هر روز كفايت آن روز را، و استعاده با عدم ظهور در وقت تا آخر امكان ثابت است با عدم نفى خبره قبل از آن؛ و اگر در وقت، ظهور آن بر اهل خبره و اطلاع از زنها و مردها بود بر تقدير ثبوت، اظهر عدم وجوب است با نفى خبره، و وجوب است با اثبات آنها.
و براى مطلقه بائن حامل، نفقه ثابت است؛ و براى بائن حامل اگر مطلقه نباشد ـ مثل موطوئه به شبهه يا بائن به فسخ ـ ثبوت نفقه، محل تأمل است، و احوط انفاق است بر كسى كه حمل از او است، چنانچه مقتضاىِ اطلاقِ روايت است.
و هم چنين است احتياط در لعان براى قذف زوجه با اعتراف به ولد؛ و اما لعان براى نفى ولد، پس چون ولد منتفى مىشود و صاحب ولد نيست، بر او نفقه حامل نيست به هر دو قول در حامل بائن به غير طلاق، مثل لعان.
و هم چنين اگر طلاق بائن داد، پس از آن حمل ظاهر شد و انكار كرد و لعان براى نفى ولد نمود، كه نفقه حامل بر ملاعِن نيست و به منزله غير حامل است نسبت به طلاق دهنده قبل از لعان.
و بعد از لعان اگر اكذاب كرد خود را و ولد را ملحق نمود به اقرار خود، بر او است