1
و اظهر عدم فرق بين صورت اتلاف عين و عدم آن است.
اگر دفع كرد نفقه ايام را پس گذشت آن ايام با تمكين ولكن آن مقدار را يا بعض آن را صرف نكرد و زياد آورد، تمام ملك زن است.
و اگر در اثناى مدتى كه نفقه آن را داده است خود شوهر وفات نمايد، نفقه موزّعه بر ما بعد از وفات بر مىگردد به ورّاث.
اطعامْ مستلزم تمليك است به نحو متقدّم. اسكان و اخدام و نحو اينها اباحه انتفاع است. و اظهر در كسوه، اباحه انتفاع است مگر با قصد تمليك غير واجب. و ضمانِ حق انتفاع به ترك كسوه در مدتى از قِبل زوج با تمكين، خالى از وجه نيست؛ و هم چنين معاوضه بر او اگر چه براى اسقاط از مديون باشد. و چون پوشانيدن تمليك نيست، تبديل آن در هر وقت براى زوج جايز است. و هم چنين معاوضه بر عين ملبوس، جايز نيست، بلكه فقط حق انتفاع دارد؛ و اگر تمليك بود مثل مأكول بود وقابل تبديل معاوضى بود با محفوظيت شرط در تمام مدت بقاى لباس مخصوص به نحو مراعى يا معامله فضولى به نحو كشف.
اگر در اثناى مدت يك لباس مدفوع، مانعى از طلاق و نحو آن واقع شد، اظهر استعاده است حتى بنابر تمليك كه به عنوان كسوه واجبه با خصوصيات است.
3. اگر زوجه با زوج در اكل و شرب شركت داشت، نمىتواند نفقه آن مدت را مطالبه نمايد؛ و در استحقاق مطالبه انفراد در اكل تأمل است، مگر آنكه مولّى عليها باشد