1
و مىتواند مادر اجرت رضاع [را] از مال مولود اگر صاحب مال باشد، يا از پدر توانگر اگر ولد صاحب مال نباشد، مطالبه نمايد؛ و اگر پدر معسر است بر او تكليف نيست.
و مىتواند استيجار نمايد زن خود را براى رضاع، چه آنكه بائن باشد به طلاق و نحو آن، يا در حباله زوج باشد. و بعد از عقد اجاره مىتواند زن، خودش رضاع نمايد يا ديگرى را استخدام براى اين عمل يا استيجار نمايد. و اگر عقدى نباشد و بايد طفل نزد مادر باشد، مىتواند رضاع نمايد به اجرت، چه با مباشرت يا استيجار يا غير، و مستحق مطالبه اجرت از وصى است اگر پدر وفات كرده است. و مولى مىتواند اجبار نمايد امه خود را بر رضاع ولد، اگر چه ولدِ غير امه و غير مولى باشد.
و نهايت رضاع واجب، دو سال كامل است، و جايز است اقتصار بر بيست و يكماه. و نقص از اين مقدار بدون ضرورت، جَورِ محرَّم است. و جايز است زيادتى بر دو سال به يك يا دو ماه؛ و در ازيد از اين مقدار با صدق استغنا و عبث بودن ارتضاع، اشكال فضله غير مأكول است نسبت به اين مرتضع.
و متصدى ارضاع صبىّ، مستحِقّ اجرتِ رضاعِ محقّق در حولين، بر كسى كه بر او واجب است ارضاع صبىّ، هست بدون احتياج به معامله، اگر متبرع يا به حكم آن نبوده؛ و مستحقِ اجرتِ رضاعِ زايد بر دو سال نيست در صورت تحقق آن، مگر با معامله با ولى صبىّ يا مثل معامله، مگر در فرض احتياج صبىّ به زايد، بر خلاف متعارف، به نحوى كه از نفقه واجبه محسوب باشد.