1
است به اينكه ثلث را مثلاً از اين خصوصيّت اختيار دهد. و اگر قابله نباشد، به مادر مولود مىدهند كه صدقه بدهد آن را يا اهدا نمايد به هر كه خواست. و اگر قابله، يهوديه بود، ثَمَن آن قدر را به او مىدهند. و اگر مادرِ پدر يا يكى از عيال شخص، قابله بود، حق اختصاصى ندارد.اگر والدْ عقيقه نكرد، مستحب است بعد از بلوغ، مولود از خودش عقيقه نمايد؛ و مجزى بودن عقيقه اجنبى، مثل اداى اجنبى دين را، محتمل است.
اگر مولود، روز هفتم قبل از زوال وفات كرد، ساقط است استحباب يا شدت آن؛ و اگر بعد از زوال آن روز وفات كرد، ساقط نيست.
مكروه است براى والدين و آنكه از عيال آنها است كه از عقيقه اكل نمايند، و خوردن مادر مولود، كراهت آن اشدّ است.
و ترتيب آن: طبخ و تقسيم به اهل ولايت است، يا تفريق لحم. و در طبخ، ملح و حبوب، اضافه آنها مستحب است؛ و دعوت عدهاى مثل ده نفر يا بيشتر براى آن مستحب است از همسايهها و غير؛ و شكستن استخوانها مكروه است يا آنكه خلاف مستحب است، بلكه اعضايش از هم جدا مىشود براى طبخ.
واجب نيست بر مادر، ارضاع مولود، و اجبار بر آن نمىشود مگر در صورت انحصار، كه هر كه ارضاع منحصر به او باشد واجب است ارضاع ولد با اجرت.
و هم چنين خصوص «لِباء» اگر متوقف شد حيات ولد بر آن، مطلقا يا تا سه روز.