1
اگر معلوم شد بطلان عقد به مثل وقوع بر اخت زوجه، استحقاق مهر قبل از دخول منتفى است؛ و اگر قبض كرده، استرجاع مىشود؛ و اگر تلف شده، مثل يا قيمت آن را مىگيرد. و اگر بعد از دخول معلوم شد، به غير مثل علم به آنكه صاحب شوهر بوده است و زنا كرده بوده است كه استحقاق مهر ندارد، اقرب رجوع به مهر المثل است براى وطى به شبهه، به همان نحو كه در موارد وطى به شبهه، استحقاق ثابت است؛ و اعتقادِ نكاح مؤثر است، نه اعتقاد خصوصيّت نكاح.
و اجل يعنى مدت، شرط صحّت نكاح منقطع است؛ پس اگر تركِ ذكر اجل كرد، متعه واقع نمىشود.
و اگر قصد نكاح از صيغه داشته و قصد خلاف از او محقّق نشد تا انجام صيغه و از لفظْ قصد خصوصيت متعه نداشته و با آن لفظ هر دو قسم واقع مىشد، منقلب مىشود به نكاح دائم، در صورتى كه از روى جهل يا نسيان و نحو اينها ترك ذكر اجل نمايد؛ و احوط تجديد عقد است بعد از طلاق.
و مقدار مدت منوط به تراضى است، و فرقى بين اينكه طويل يا قصير باشد نيست؛ پس در طرف طول، زمانى كه مظنون است عدم بقاى تا آن زمان تا به سفاهت نرسد، و در طرف قصر، به لحظه معينه با قابليّت استمتاع ـ اگر چه به غير جماع باشد ـ در آن زمان، كافى است. و فعليّت جماع و قابليت آن و فعليّت استمتاع شرط نيست، و احكام مصاهره به قابليّت زمان فى نفسه براى استمتاع، مرتّب مىشود. و در