1
از آنچه مذكور شد در تعريف رشد، معلوم مىشود معرفت رشد در مقام اثبات، به طريق علم حاصل از اختبار مناسب در مرد و زن. و ثابت مىشود در صورت عدم علم به وجود يا عدم، به شهادت رجال در مردها و در زنها، و به شهادت زنها يا مردها يا ملفّق از آن دو در باره رشد زنها. و خنثاى مشكل در اين احكام، به حكم مرد است بنابر احوط در مشهودٌله، و به عكس در شاهد، به منزله زن است على الاحوط.
و شرط نيست در اعتبار بيّنه [بر] رشد، علم و حكم حاكم به آن بنا بر اظهر، چنانچه لازم نيست در صورت علم و استبانه و حصول ظن اطمينانى به رشد.
و در صورت عدم رشد، ممنوع است وضعا از تصرفات ماليّه؛ و نافذ نيست عقود و معاوضات و هبه و استيهاب و اقرار به عين يا دين او، چه مرد باشد و چه زن. و از آن جمله نكاح زن است كه معاوضه بُضع با مهر است، و نكاح مرد كه تمليك مهر است. و در صورت مناسب با معامله عقلاء، قابل نفوذ با اجازه ولىّ است نه بدون آن.
و در صورت ضرورت به نكاح در مرد سفيه و يا زن سفيهه و عدم حضور ولى يا مخالفت او و تعذّر وصول به حق در مورد احتياج، محتمل است صحّت نكاح به مهر المثل و وجود ساير شروط و فقد ساير موانع، چنانچه از «شيخ» و «فاضل» ـ قدّسسرّهما ـ در «قواعد» محكىّ است. و احوط با امكان، تاخير تا زمان امكان مراجعه به حاكم است.
و تصرفات معامليّه غير ماليّه ـ از قبيل طلاق و ظهار، و خلع در حيثيت طلاق بودن آن، و اقرار به نسب و به موجب قصاص ـ از سفيه صحيح مىباشند. و در اقرار به نسب