1
و اگر عقد كرد بعد از وفات واقعى زوج، بر زوجه، با جهل زوجه يا جهل عاقد و معقوده به وفات، قبل از زمان اعتداد، پس عقدْ باطل و اقدام به آن حرام است، لكن چون معتدّه يا ذات بعل نيست، حرمت ابديه مشكل است، بلكه ترجيح با عدم آن است.
و هم چنين عقد در مدت مسترابه، كه در اثنا به واسطه رؤيت دم، منتقل به اعتداد به اقراء بشود، كه ملحق به عقد در عدّه نيست و هم چنين ذات بعل نيست.
و وطى به ملك يمين، نكاح در عده، يا دخول نيست؛ و هم چنين تحليل، اگر راجع به عقد نباشد و اباحه محضه باشد.
و پس از اتمام عدّه اولى، كه ايام وطى دومى داخل آن است، استيناف مىنمايد عده را براى دومى كه به شبهه وطى نموده است بنابر احوط و مشهور، و مهر المسمّى اوّلى ثابت است؛ و مهر دومى در صورت جهل زن به حكم يا موضوع عده، كه محتمل است مهر المثل يا مسمّى باشد، ثابت است، نه در صورت علم او، و با دخول نه بدون آن.