1
شرط دوّم: و معتبر است حيات مرضعه در نشر حرمت، پس كافى نيست تبعيض و تلفيق از شير دادن در حال حيات و موت مرضعه.
شرط سوّم: در نشر حرمت، مسمّاى شيردادن كافى نيست؛ بلكه خارج از سه تحديد مذكور در نصوص و فتاوى كافى نيست:
حدّ اوّل: انبات لحم و شدّ عظم، يعنى روييدن گوشت و محكم شدن استخوان به سبب شير خوردن. و اگر مانعى از علم به تحقق انبات ـ مثل مرض ـ بود، رجوع به تحديد ديگر مىشود، مگر آنكه مقطوع باشد عدم تأثير كه در اين صورت مشكل است ناشر بودن.
و اظهر اعتبار اجتماع دو خاصيت است، و كفايت مىكند علم به يكى از آنها، يعنى متلازمين غالبى، در حكم مجموع. و در صورت علم به تحقّق دو اثر، لازم نيست رعايت دو تحديد ديگر. و در صورت علم به تخلّف واقعى بين دو خاصيت فرضا، اظهر عدم نشر است در صورت عدم دو تحديد ديگر، و گر نه مورد احتياط است، و اخذ به اطلاق در هر دو، خلاف تعليل در روايات است.
بايد اثر، منسوب به شير خوردن باشد به نحو استقلال؛ پس اگر در دهان طفلْ شيرِ ممتزج باشد با شكر مثلاً يا غذاى ديگر، نشر حرمت نمىكند؛ و هم چنين اگر در ضمن، غذاى ديگرى تناول بنمايد به نحوى كه اثرْ منسوب به مجموع باشد، نه شيرِ فقط، كه در اين صورت نشر حرمت نمىنمايد.