1
و ولايت ندارد اب و جدّ بر پسر بالغ رشيد، و نه بر زن ثيّب رشيده، و نه در مال بر بكر بالغه رشيده.
و مستقلّ است بكر بالغه رشيده در نكاح در صورت نبودن اب و جدّ يا عدم شروط ولايت در آنها.
و آيا در صورت وجود اب و جدّ و اتّصاف آنها به شروط ولايت، استقلال دارد بكر بالغه رشيده، يا ثيّب به غير جماع فى الجمله، يا موطوئه از غير محل ولادت، يا نه ؟ خلاف است بين اقوال و محتملات از: استقلال بكر بالغه رشيده مطلقا؛ و ولايت اب و جدّ ابى مطلقا؛ و تفصيل بين دوام و متعه به دو قول، لكن معلوم نيست قايل به ولايت اب در متعه نه دوام اگر چه مروىّ است؛ و تشريك بين دختر و اب با جدّ؛ و اختصاص شراكت به اب. و احوط اقوال، تشريك مطلق است، و اظهر استقلال بكر است مطلقا، كه قول اوّل و مشهور بين متاخرين است.[1]
و در صورت غيبت منقطعه اب و جدّ به نحوى كه ضرر يا حرج در ترك تزويج باشد، ولايت ثابت نيست. و هم چنين در صورت عضل ولىّ و منع از تزويج با كفو با رغبت طرفين، ولايت ساقط است، بنابر ثبوت ولايت در غير اين دو صورت، كه گذشت. [و ]احتياط و رجحان شرعى آن يعنى تشريك، معلوم است.
و كفايت به آن معنى كه شرط است خواهد آمد.
و در مقابل عيب و نقص عرفى از قبيل پستى حسب، منع ولىّ به جا و جايز است، اگر چه مبطل عقد (اگر واقع شود) نيست بنابر مختار.
و اگر يكى از دو ولىّ عضلِ ممنوع كرد، ولايت او ساقط است، و ولايت ديگرى به
[1]. احتياط واجب تكليفا در اذن از ولىّ است.