1
معتبر است در وصى: «اسلام»، پس وصايت كافر از مسلم جايز نيست حتى در امور متعلقه به كافر، بنابر احوط.
و مىتواند كافر وصى نمايد مثل خود را با عدالت در دين موصى يا وثوق و امين بودن يا مطلق وصايت مشروعه در دين موصى ؟ اظهر اخير است در حكم به صحّت وصايت نزد ايشان، مثل صحّت نكاح نزد ايشان.
و مانعى از وصايت مسلم از جانب كافر نيست در صورت اقتصار عملى بر محلّلات در دين وصى و عدم استلزام تقويت كفر يا اعانت محرّمه بر محرّمات در دين وصى.
معتبر نيست در وصى، ذكورت و بصر و عدم وارثيت؛ پس جايز است ايصاى به زن و نابينا و وارث با اجتماع شروط سابقه.
اگر ايصاء كرد به دو نفر مثلاً و قرينهاى بر اعتبار اجتماع يا عدم آن نبود، اظهر به حسب عبارت، استقلال هر دو است در تصرفات و عدم اعتبار معيت و اجتماع، چنانچه مستفاد از قيام معطوفْ مقام معطوف عليه است در صورت اشتمال عبارت بر عطف يكى بر ديگرى. و اگر شرط اجتماع كرد پس يكى قبول نكرد يا وفات كرد، حاكم ضميمه مىنمايد امينى را در تصرفات.
و اگر يكى را وصى و ديگرى را ناظر قرار داد، پس اظهر اناطه تصرف وصى به رأى موافق ناظر است، و جايز نيست تصرف ناظر به نحو استقلال. و اگر ناظر وفات كرد،