1
و هم چنين صحيح است وصيت به سكناى خانهاى، با ضبط به مدت از اوّل يا آخر يا هر دو با اتصال مدت مضبوطه به موت يا انفصال، يا عدم ضبط به مدت يعنى به نحو عموم مادام كه عين خانه باقى است.
و اگر موصى به، ميوه درختى بود، داخل است ميوه موجود در حال وصيت، مگر با قرينه بر خروج.
وصيت به منفعت ابديه عين صحيح است، كما اينكه به منفعت محدوده معيّنه صحيح است. و در صورت اولى تقويم مىشود عين مسلوبة المنافع (يعنى منافع مترتّبه بر بقاى مملوك در ملك، نه غير آنها كه باقى است براى مالك عين، مثل عتق واكل لحم حيوان مشرف به موت بعد از ذبح و به لحاظ آنها براى عينْ قيمتى باقى است) و غير مسلوبة المنافع وتفاوت از ثلث اخراج مىشود و بقيه در ملك وارث مىشود. بنابر اين صحيح است وصيت به عين براى شخصى و به منفعت ابديّه براى ديگرى، و وصيت به خصوص عين براى شخصى به نحوى كه تمام منافع ابديه براى ورثه باقى باشند. و در موضعى كه هيچ براى عينْ قيمتى نباشد، چون هيچ منفعتى مترقّب نيست، تمام قيمت عين منفعت دار از ثلث اخراج مىشود.
و هم چنين اگر موصى به، بعض منافع باشد مثل لبن، پس عين با استثناى آن منفعت و بدون استثنا، تقويم مىشود و تفاوت از ثلث اخراج مىشود؛ و اگر ثلث وافى نباشد، به مقدار ثلث از آن منفعت (مثل لبن) براى موصى له مىشود.
و اگر در صورت وصيت به خدمت ابديه عبد، غير همان عبد را مالك نبود، پس تقويم