1
وصيت نمايد همان عين موصى به را براى ديگرى با التفات به وصيّت سابقه مگر با قرينه بر اراده تشريك. و در صورت صدور وصيت ثانيه با فراموشى وصيت اولى، تأمل است، از جهت عدم قصد رجوع و عدم واقعيت ابتداييت مقصوده.
و اگر وصيت به الْف نمايد بعد از وصيت به الْف، حمل بر تأكيد (مگر با قرينه اراده مغايرت) خالى از رجحان نيست. و هم چنين اگر وصيت به الْفَين نمايد بعد از وصيت به الْف، كه حمل بر الْفَين، يعنى تأكيد در الْف مىشود.
و محقّق مىشود رجوع از وصيت، با فعل منافى با آن، مثل بيع موصى به يا وصيت به بيع آن. و در صورت صدور فعل از روى نسيان وصيت سابقه، تأمل است؛ و بطلان وصيت سابقه، خالى از رجحان نيست در اين مورد و در هر صورتى كه وصيت در قصد، معلَّق بر عدم لحوق منافى يا بر وجود صفتى است، مثل تصرّفات مُتلِفه يا مغِّيره اسم، مثل حنطه موصى بها اگر دقيق شود، يا دقيق موصى به اگر عجين بشود. و قراين معينه بقا يا عدم آن هم متّبع مىشود در خصوص موارد.
و در صورت خلط موصى به، به مساوى واجود و اردء، از جانب موصى، پس اظهر عدم بطلان وصيت و عدم تحقق رجوع است در خلط به مساوى. و اما خلط به غير مساوى، پس با معلوميّت عدم انتهاى امر به تنازع، رجوع محقّق نمىشود؛ و با معلوميّت انتهاى به آن، اظهر رجوع است.
و هم چنين در صورت قرينه ديگر بر رجوع يا عدم آن، عمل به آن مىشود. و در صورت مشكوك بودنِ حال، باقى و مستصحبْ وصيت است، و لازمِ بقاى وصيتْ تحقق شركت به نسبت قيمت هركدام از ممتزجين است به قيمت مجموع.