1
و اگر او به اين عدد اصابت مشروط رسيد قبل از ديگرى، قبل از تمام رِشْق (يعنى عدد رمى مشروط)، پس خواست صاحب اقل اكمال عدد مشروط را براى غرض خودش، پس اگر فايده در اتمام براى او باشد مثل:
اميد رجحان بر اوّلى: مثل آنكه هر دو ده رمى كرده بودند، يكى تمام آن را اصابت كرد وديگرى در پنج رمى از آن ده اصابت كرد پس اميد اصابه ده رمى ديگر را دارد؛ و اگر اصابت كرد در بقيه و اوّلى خطأ كرد، دومى ناضل و غالب مىشود و حايز عوض مشروط مىشود؛
از اوّلى، زيرا بعد از محاطّه، پنج اصابت در بيست رمى مشروط، مخصوص دومى مىشود؛ يا اميد مساوات با اوّلى و عدم استحقاق يكى بر ديگرى چيزى را: مثل آنكه يكى در تمام ده رمى اصابت كرد و ديگرى در تمام ده خطا كرد، پس اميد است كه در اكمال بيست، عكس حاصل شود؛
يا اميد منع اوّلى از انفراد به اصابت به اينكه بعد از محاطّه، عدد مشروط اصابت براى دوّمى حاصل نشود: مثل اينكه يكى در تمام ده اصابت نمايد و ديگرى از ده، دو رمى او اصابت نمايد، [پس] اميد اصابت در ده باقيمانده و خطأ صاحب خودش در آن دارد؛ و براى دوّمى هم بعد از محاطّه عشره به عشره، عدد مشروط اصابت حاصل نمى شود چون بيش از دو اصابت ندارد؛پس در اين صورِ مذكوره، اجبار مىشود صاحب اكثر بر اكمال و وفاى به مقتضاى عقد.
و اگر فايده نباشد به واسطه مغلوبيّت بر هر تقدير، اجبار نمىشود، مثل آنكه يكى در پانزده رمى اصابت كرد و ديگرى در آن عدد، پنج اصابت نمود؛ پس [حتى ]با اصابت او در پنج رمى باقى و خطأ صاحبش، [باز هم] مغلوب است، چون براى صاحب او بعد از محاطّه، پنج اصابت زايد خواهد بود و فايدهاى براى او در اكمال بيست نخواهد بود.