1
اختصاص آن به موجودين قبل از انهدام از موقوف عليهم يا رجوع آن به ورثه واقف، تأمل است.
و اگر وقف كرد «آن را كه خانه است» بدون تقييد، و براى جميع منافع متصوّره آن، باقى است اگرچه هيچ از آن جز زمين نماند، و بايد منتفع به منافع زمين بشوند اگر بدون اختيار منهدم شد يا تغيير كرد. و تغيير اختيارى آن به احسن و انفع مانعى ندارد، بلكه به مساوى هم با توافق باكسانى كه اختيار وقف با آنها است، بر حسب آنچه سابقا ذكر شد.
اگر بين موقوف عليهم اختلاف شديدى شد به نحوى كه خوف خرابى آن و عدم حصول مقصود واقف در بقاى آن بود، جايز است بيع آن و تبديل به چيزى كه محصِّل مقصود واقف است، يا موثوق باشد حصول آن مقصود، يا اقرب به آن از چيزهاى ديگر، با توافق با صاحبان وقف. و هم چنين در موارد انفعيّت بيع و تبديل، نسبت به غرض ملحوظ واقف، به واسطه اشياى مستحدثه بعد از وقف كه اگر قبل از وقف بود، همان را واقف اختيار مىكرد، با توافق متقدّم.
و جارى است در نخله موقوفه اگر قلع شد، از حيث بقاى وقف و زوال آن، آنچه گذشت در دار موقوفه اگر منهدم شد، از تفصيل در موضوع و حكم.
و دور نيست در صورت احراز عنوان و هيئت، لزوم رعايت اقرب به عنوان ملحوظ در وقف در نظر واقف، مثل صرف حصير مسجد بعد از عدم امكان استفاده از آن در مسجد، در مسجد ديگر؛ و بعد از عدم امكان رعايت فرش بودن آن، صرف در ساير انتفاعات مسجد؛ و با عدم امكان استفاده به غير تبديل معاملى و صرف ثمن در